Lono logo
اگر امروز از صفر وارد دنیای تکنولوژی میشدیم، چیکار میکردیم؟
اگر امروز از صفر وارد دنیای تکنولوژی میشدیم، چیکار میکردیم؟

⁉️ این سوال رو خیلی وقتها از خودم پرسیدم. اگر الان بودم، با تجربه امروز، از صفر شروع می‌کردم، چه شکلی جلو می‌رفتم؟ نه برای حسرت، برای اینکه شاید به درد کسی بخوره که الان اول راهه.


🔹 اول از همه، وارد بحث «بهترین زبان برنامه‌نویسی» نمی‌شدم. راستش این بحث وقت تلف کردنه. من یه هدف مشخص می‌ذاشتم. مثلاً می‌گفتم می‌خوام بتونم یه سایت ساده بسازم یا یه ربات تلگرام یا یه ابزار کوچیک. بعد دنبال زبانی می‌رفتم که رسیدن به اون هدف باهاش راحت‌ترین باشه. نه بیشتر.

🔹 یادم میاد اوایل خیلی دنبال دوره کامل و منبع معجزه‌آسا می‌گشتم. الان دیگه این کار رو نمی‌کنم. از یه دوره کوتاه و عملی شروع می‌کردم، مثلاً یه پلی‌لیست چند ساعته که توش یه پروژه کوچیک ساخته بشه. بعد همون پروژه رو خودم دوباره می‌نوشتم بدون نگاه کردن. این روش از حفظ کردن سینتکس خیلی بهتره.

🔹 یه اشتباهی که کردم این بود که منتظر می‌موندم همه چی رو کامل بلد بشم بعد برم سراغ پروژه واقعی. دیگه این کار رو نمی‌کنم. از هفته دوم یا سوم شروع می‌کردم به ساختن چیزای کوچیک. یه فرم ساده، یه ماشین حساب، یه صفحه استفاده از API. هر چی اشتباه بیشتر، یادگیری عمیق‌تر.

🔹 یه چیزی که خیلی دیر فهمیدم این بود که نباید تنها یاد بگیرم. الان از روز اول می‌رفتم توی کامیونیتی‌ها. نه برای اینکه نشون بدم، برای اینکه سوال بپرسم، کد دیگران رو ببینم، حتی به سوالات ساده بقیه جواب بدم. همین کار ساده، کلی از سردرگمی اولیه کم می‌کنه.

🔹 استرس تکنولوژی جدید رو هم دیگه نمی‌خوردم. اوایل فکر می‌کردم باید همه فریمورکها و ابزارها رو بلد باشم. الان می‌دونم که حتی آدمهای حرفه‌ای هم فقط چند تا ابزار رو عمیق بلدن. یکی رو انتخاب می‌کردم، خوب یاد می‌گرفتم، بقیه رو موقع نیاز.

🔹 از روز اول برام یه پورتفولیوی ساده می‌ساختم. نه لزوماً یه سایت شیک، فقط یه صفحه گیت‌هاب که هر چی یاد می‌گرفتم روش می‌ذاشتم. بعداً توی مصاحبه و کار خیلی به دردم خورد.

🔹 دور مدرک و گواهی جمع کردن هم خط می‌گرفتم. اگه چیزی یاد گرفتم که توی یه پروژه واقعی نشونش نمی‌دادم، انگار که یاد نگرفته بودم. توی دنیای تک، حرف زدن خوبه ولی دیدن کد نوشته شده خیلی بهتره.

🔹 و آخر اینکه، بلد شدم چطور سوال بپرسم. اوایل سوالام خیلی مبهم بود، مثلاً «این ارور چیه؟» یا «کد من کار نمی‌کنه». الان می‌دونم که یه سوال خوب باید بگه کجا گرقتم، چه کاری کردم، چه نتیجه‌ای گرفتم و چه چیزی انتظار دارم. همین مهارت ساده، تونست خیلی از روزهایی که ساعت‌ها گم می‌شدم نجاتم بده.

🔸 نظر شخصی من اینه که بزرگ‌ترین اشتباه من در شروع، تنها بودن توی مسیر بود. اگه الان بودم، از روز اول یه جایی پیدا می‌کردم که آدمها توش کمک کنندن، مسخره نمی‌کنن، و راستش رو بگن. آدمها مهم‌ترین بخش یادگیرین، نه دوره‌ها و ابزارها.

نویسنده مقاله

امید جواهری

امید جواهری

Software Engineer

Software Engineer

logo